X
تبلیغات
رایتل

قلم بر زر

شنبه 15 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 11:53 ب.ظ

 

قلم بر زر

شعر را  خوب  می شناسد و شعر  هم خوب  می  گوید می توان  گفت  تولد کتابش  شهر باران گواه  بر این  مدعااست که شاعرانه شعر  می گوید - از این رو است که اگرچه تلاش می کنم منصفانه نقدش  کنم - ولی  خوب می دانم که بر زر قلم زدن از ارزش آن نخواهد کاست . 

مطلبی که  می  خوانید  نقدی شکل  شناسانه است  که  بر کتاب شعر  شهر  باران  از  دوست  خوبم  اسدالله  سلیمی  (پریشان)  

برای  مطالعه بخش  اول نقد ادامه  مطلب  را  بخوانید .  

من  مطمئنم  مطالبی  را  که  در  ماه  ماهی می  خوانید  برای  شما  لذت بخش خواهد بود .

بهروز سپید  نامه  نیز  مطابق معمول مطالب ارزشمندی در سایتش  دارد که  برای  اهالی  دنیای  مجازی جذاب است  .  

از  دوستان طناز نیز  آغو ( علی  اصغر نجفی )‌مثل همیشه لبخند رابرای شمابه ارمغان می آورد.

 

 آن چه بیش از همه مرا خوشحال کرد ورودمجددحسین میدری با وبلاگ پهلوی پارسی که  واقعا خواندنش همیشه برای من لذت بخش بوده و هست  .  

  

اما شعرراباهیچ چیز نمی توان عوض کرد-ترانه ای ازخودم که باهمه عیب هایش دوستش  دارم .  

  

 سانسور

 سهم تو  از این  همه عشق  یه سبد باتوم و زنجیر   

سهم  من سیــــــاهی محض - یه ترانه بغض  دلگیر  

دیگه عشقا همه سانســـور حتــــــــی تو کتاب لیــلی  

 دروغه هر کی که میگه تـورو دوستـــت داره خیــلی   

دیـگه هیــچ رنــگی نمونده بجــز این رنگ سیـــاهی  

خالی ازرنـگ و حیــــــــات حتـــی پولکــــای ماهـــی 

حق پـــروازی نداره حتــــی  تو ق ف س  پــــــرنــده  

همـه دنیـــ-ــا سیــاهن - همشـــون گــــرگ  درنـــــده  

  کنج یه ق ف س تـو خونه داره سی دی شو می بینه   

حـق سیــنــــما نـداره فلســـفــش اجـــــرای دینـــــــه  

 خمســه رو خونده با سانسور مثنویش خاتــون نداره  

 قصــــــه هاشــو  حفظ اما یکیــشون  مجنــون  نداره  

باربـــی  که دروغ اما سینـــدرلا هم  غلد(غلط) کــرد 

چرا بی حجـــاب  اینــجا - اینجای سی دی رو رد کـرد 

چه  دیـونه بودی فرهـــا د!! - نقـد جامعه شناسیــش  

  نکنـــه شیــــریـن و دیـدی ازکجـا هــا  می شناسیـش   

بشکن این قفس رو بشـکن  عشقو  داد بـزن  قناری  

نـــذار تو ق ف س بپــوسی  حالا  کــه حسشـو داری  

آفتا ب و............... 

قاصدک   ۲۰/۴/۹۰ 


بعداًنوشت :با نظر  دوستان عزیزدر دومورد اصلاح شد

 

به  نام  خدا  

نقد شکل شناسانه (مبتنی  بر  فرم )  کتاب شعر شهر باران اسدالله سلیمی - پریشان 

بخش اول

پیش قدم (مقدمه)  -  قدم اول (تعاریف)  

با  توجه  به این که مبحث قرار است در وبلاگ استفاده شود این مباحث (مقدمه و تعاریف) حذف  گردیده  است  .

قدم  دوم  ( نقد کتاب )

الف) بهتر است از جلد  کتاب شروع کنیم هرچند ممکن است با  موضوع نقد  ما  که مبتنی  بر فرم    می باشد  مغایرت  داشته  باشد  ولی به هر حال ورود اولیه به هر کتاب از دریچه جلد وعنوان آن امکان  پذیر است  . جلد وعنوان کتاب است که مخاطب را به  باغ  کتاب شما دعوت کرده در را به رویش می  گشاید و یابرعکس .

-            طرح روی  جلد  ( درحیطه تخصص و بحث مانیست )

-          عنوان کتاب  ( شهر  باران):  ترکیب زیبایی که بی اختیارچند نوستالژی را درون شما زنده می سازد.

1-      اولین چیزی که مخاطب عام و خاص به آن فکر خواهند کرد اسم شهر باران است که معمولا برای شهر رشت بکار  گرفته می شود. این اولین چیزی است  که در  ذهن تداعی  می شود .و خاطراتی که افراد این شهر و یا مسافرین به آن ازاین شهرهمیشه باران به خاطرخواهند آورد ،  به خصوص این که طرح روی جلد نیز به این یاد آوری کمک می کند. ومخاطب تصورمی کند که محتوی کتاب در این خصوص  باید  باشد.

2-      حس  دوم  موجود در این ترکیب که مخاطب را به انگیزش وا می  دارد نوستالژی کلمه های  (( باران )) و  ((شهر)) است که هر دو فراوان دراشعاری مثل شعر سهراب وهم در آموزه های سنتی  ما جایگاه ویژه ای دارد. که حس طراوت و تازگی درآن موج می زند، سرزمین رویایی که همه چیز در آن پاک خواهد بود .

3-      در  مرحله سوم آن چیز که معمولا خواص را بیشتر به فکر فروخواهد برد، کلمه ی  (( باران)) با عنوان اسم  معشوقه ای رویایی است که شاعردرذهن خویش درتمام کتاب با اوصحبت می کند و به  دنبال نشانی او می  گردد.

 (( لطیف است و پراز  رحمت 

    دو چشمش  نیز  بیمار است 

    ومن  باران  صدایش  می  زنم 

     کو نیز  چو باران پراسراراست .))

         (( و تو آن  جایی که  بیرون  از  زمان  است  --

                                                                         خزانی  در سرت نیست )) 

         (( آن  دل  که  برید بودمش  از  یاران  ------ می  خواند  به  صد  امید  ، باران  باران )) 

4-      اما آن چه در پس مطالعه کتاب بدست می آید این است که عنوان کتاب از ترکیب زیبایی که در دو شعر ( شاهد باش) – صفحه 53 - و شعر ( تشبیه ) – صفحه 57 -   آمده است ، برگرفته شده که تاریخ سرودن هیچ کدام ازاشعار در کتاب مشخص نیست ، تاریخ چاپ کتاب را که نگاه می کنی این سوال  تداعی می شود که شهر باران کجا و کی متولد شده است ؟

آیا پریشان( آقای سلیمی ) این دو شعر را بعدا به  مجموعه افزوده است ؟

  

(( شهر باران  پیدا ست

  تو که شاهد بودی

     شاهد  باران باش ))  

 (( راهی  کاش  مرا  به  شهر  باران می برد))   

  • به دنبال نشانی های دیگر که می گردم کلمه  باران  را می یابم که تقریبا  30 بار درکل مجموعه  استفاده  شده است  .
  • هم چنین کلمه ی  عشق نظرم جلب کرد که بیش از  30 بار در مجموعه استفاده گردیده است .
  • کلمه ی شب  که  بیش  از  50 بار  در  اشعار استفاده شده است که می تواند اشاره  به دوره ی جوانی شاعر داشته باشد و سیاه انگاری های این دوران که درآن شاعرجوان به دنبال فراراز شب و پیدا کردن روشنایی روز و آفتاب حقیقت است .
  • ازهمه جالب تر استفاده بیش از 107 بار از کلمه ی  تو است که بطور متوسط چهار بار در هر شعر  که می  تواند چیز های  زیادی را  برای  مخاطب  روشن  کند .  
  •  هر چند  که عنوان شهر  باران عنوان بسیار  جالبی به نظر  می رسد  و با  محتوای  کتاب  هم راستا است ،ولی  ترکیبهای دیگری نیز می توانست استفاده شود که  همین  مفاهیم  را  بدون  حس  نوستالژی  موجود در شهر باران و با تصاویر نو و متفاوت  تداعی  کند .               مثل : (( جغرافیای باران- نشانی  باران و...))

پایان بخش  اول